على محمدى خراسانى

39

شرح رسائل (فارسى)

و بقول مرحوم مظفر در اصول فقه و مرحوم آشتيانى در بحر الفوائد اين تعبير مسامحه دارد يعنى بجاى تعبير از اينكه : وصف مفهوم دارد يا نه ؟ كه يك بحث صغروى است تعبير مىكنند به اينكه : مفهوم وصف حجت است يا نه ؟ كه يك بحث كبروى است و منظورشان همان مفهوم داشتن و نداشتن است و الّا اگر مفهوم آمد حجيت حتمى است چون مدلول مطابقى و التزامى هر دو حجت هستند ] . و اگر استدلال شما به آيهء نبأ از ناحيه مفهوم شرط باشد خواهيم گفت : اين‌گونه از جملات شرطيه مفهوم ندارند بيان ذلك : در تمام جمله‌هاى شرطيه قانون اينست كه جزاء متوقف بر شرط است منتهى اين توقف دوگونه است . 1 - در پاره‌اى از جملات شرطيه توقف عقلى و تكوينى است و آن در مواردى است كه شرط تمام الموضوع براى جزاء باشد به گونه‌اى كه با وجود شرط جزاء موجود مىشود و با عدم شرط محال است كه جزاء باشد و اين را عقل ادراك مىكند و ربطى به ظهور لفظى ندارد عقل مىگويد موضوع نسبت به حكم همانند علت نسبت به معلول است و مادامىكه علت باشد حكم هم هست پس مادامىكه موضوع هست حكم هم هست و وقتى موضوع نبود محال است كه حكم بماند مانند ان رزقت ولدا فاختنه و مثالهاى متعددى كه شيخ مىزند . 2 - در برخى ديگر از جمله‌هاى شرطيه توقف اعتبارى است يعنى در واقع و به حكم عقل هيچ توقفى ميان دو چيز نيست ولى معتبر اعتبار مىكند كه يكى بر ديگرى متوقف باشد مثل ان كان زيد عالما فاكرمه در چنين مواردى بدون شرط هم جزاء قابل وجود هست و بحث ما در مفاهيم و مفهوم شرط چنين موردى است حال مىگوئيم : متاسفانه آيه نبأ از قسم اول است يعنى رانده شده براى بيان اينكه تمام الموضوع از براى وجوب تبين همان